|
سایه
| ||
|
دروغ کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ فيلسوف است. کسی که راست و دروغ برای او يکی است، چاپلوس است. کسی که پول مي گيرد تا دروغ بگويد، دلال است. کسی که دروغ می گويد تا پول بگيرد، گدا است کسی که پول می گيرد تا راست و دروغ را تشخيص دهد، قاضی است. کسی که پول می گيرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد، وکيل است. کسی که جز راست چيزی نمی گويد، بچه است. کسی که به خودش هم دروغ می گويد، متکبر است. کسی که دروغ خودش را باور می کند، ابله است. کسی که سخنان دروغش شيرين است، شاعر است. کسی که علی رغم ميل باطنی خود دروغ می گويد، همسر است. کسی که اصلا دروغ نمی گويد، مرده است. کسی که دروغ می گويد و قسم هم می خورد، بازاری است. کسی که دروغ می گويد و خودش هم نمی فهمد، پر حرف است. کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند، سياستمدار است. کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند، ديوانه است [ دوشنبه 23 اردیبهشت1392 ] [ 15:59 ] [ سایه ]
زندگی همان اندازه که از اتفاقات بزرگ تشکیل شده ، نکته های کوچک هم دارد. نکته هایی که شاید همه ما آنها را بدانیم اما خوب، گاهی فراموش میکنیم. سرشاری زندگی از همین نکات کوچک است که گاهی پیش درآمد اتفاقات بزرگ و سرنوشت ساز می شوند.آنها را جدی بگیرید، هر ماه ،هرهفته یکی از این نکات را روی آینه بنویسید تا هر روز ببینید و فراموش نکنید. برای یکدیگر تعریف کنید تا برای دوستانتان هم یادآوری شود.
وقتی به شدت عصبانی شدی دستهایت را در جیبهایت بگذار. یادت باشد بهترین رابطه میان تو و همسرت زمانی است که میزان عشق و علاقه تان به هم بیش از میزان نیازتان به یکدیگر باشد. مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر. اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن. هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو ” می دانم چه حالی داری ” چون در واقع نمی دانی . یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است. هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند
از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است. در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن. وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: “برای چه می خواهید بدانید؟” هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن. هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن. با زنی که با بی میلی غذا می خورد ازدواج نکن. وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای. هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور. راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن. هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر. شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد. سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : ” آماده، هدف، آتش ” هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد. چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد. وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور. هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن. وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن. در حمام آواز بخوان. در روز تولدت درختی بکار. طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند. بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر. فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی. ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن. هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند. شیر کم چرب بنوش. هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد. فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود. از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس. فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند [ سه شنبه 28 آذر1391 ] [ 8:23 ] [ سایه ]
یکی از مشکلات زندگی بیشتر انسانها، مشغول شدن به تعارفات بیحاصل است. متاسفانه گاهی حجم این تعارفات آنقدر زیاد میشود که افراد حاضرند تن به دروغ گفتن بدهند اما به دیگران «نه» نگویند! بدتر از این که برخی افراد حاضرند دروغ بشنوند اما «نه» نشنوند. این موضوع تا بدان جا پیش رفته است که برای خیلی از افراد «نه» گفتن تبدیل به کاربسیار سختی شده است و البته بدتر این که برای بیشتر مردم «نه» شنیدن، مبدل به کار سختتری شده است. بسیاری از افرادی که مدام میخواهند تایید دیگران را دریافت کنند از گفتن «نه» پرهیز میکنند. آنها میخواهند به میل همه رفتار کنند و بدیهی است که به زودی از این کار خسته شده یا دچار اندوه و افسردگی میشوند.
متاسفانه بسیاری از ما میخواهیم از «نه» شنیدن فرار کنیم. ما با «نه» گفتن دیگران احساسی برخورد میکنیم نه منطقی. وقتی کسی نمیتواند یا نمیخواهد کاری را برایمان انجام دهد یا برایش سخت است که به آنچه میخواهیم تن دهد، از او دلخور میشویم و گاهی کینه به دل میگیریم. معلوم نیست چرا حاضر نیستیم منطقیتر باشیم. چرا میخواهیم همه چیز مطابق میل ما باشد و همه کس به دل ما راه بیایند و بدتر این که حاضریم دروغ بشنویم؟
دوم، وقتی نه میشنوید نه را کاملا قبول کنید: یعنی به اطرافیانتان با گفتار و رفتارتان این پیام را بدهید که از صداقت آنها در نه گفتن سپاسگزارید. نرنجید و ناراحت نشوید. بلکه اجازه دهید در آینده هم بتوانند با شما صادق باشند. سوم، نه گفتن طرف مقابل تان را تعمیم ندهید: یعنی اگر یک بار کسی به شما گفت «نه»، گمان نکنید در آینده امکان بله شنیدن از او وجود ندارد و نباید هرگز از او درخواستی کنید. بلکه هر انسانی ممکن است گاهی «نه» بگوید و فقط گاهی امکان انجام دادن کاری را نداشته باشد. توانایی «نه» گفتن و «نه» شنیدن، هنرمندی میخواهد . این هنر را بیاموزید و به فرزندان واطرافیانتان هم بیاموزید.
بعضی از روشهای نه گفتن خیلی نامناسب هستند. نه گفتنهایی از قبیل: دیوانه شدهای، چه شوخی بی مزهای، و… یا شکلی از نه گفتن که معمولا با نوعی حمله و تهاجم و گاهی اهانت به فرد درخواست کننده همراه است نظیر تو اصلا نمیفهمی، حتی شرایط را هم درک نمیکنی، اگه فقط کمی فکر میکردی هرگز چنین درخواستی را نمیکردی، خوب معلوم است که من هرگز وقتم را برای انجام کار بی اهمیتی مثل این هدر نمیدهم. یا باز هم مثل همیشه در خواستهای نابجا، یک کم فکر کن جانم! و… بنابراین بهتر است از همان نه صادقانه استفاده کنیم، پس برای تمرین و در ابتدا توصیه میکنم از نه گفتن به چیزهای کوچک شروع کنید. ضمنا فقط نه بگویید لازم نیست طرف مقابل را زیر سوال ببرید یا تحقیر و تمسخر کنید. اول: فکر کردن به موضوع دوم: نه گفتن اشکال ندارد سوم: در نه گفتن قاطعیت داشته باشید چهارم: با بله الکی خود را ضایع نکنید! پنجم، اگر طرف مقابلتان در فشار است به نرمی «نه» بگویید: [ دوشنبه 3 مهر1391 ] [ 0:46 ] [ سایه ]
خیلی بیشتر از آنچه که همه ما به آن اعتراف کنیم، رفتارهایمان براساس میل درونیمان به تحتتاثیر قرار دادن دیگران شکل میگیرد. این میل در محصولات مارک داری که استفاده میکنیم، کافه ها و رستوران هایی که میرویم، خانه ها و ماشین هایی که میخریم و شغلی که انتخاب میکنیم، منعکس میشود. اما آیا محصولات مارک دار، کافههای تجملی، خانه ها و ماشینها اینقدر گیرا هستند؟ فردی عالیرتبه در شغلی که علاقهای به آن ندارد، چطور بعضی از این چیزها توجه ما را یک تا دو دقیقه به خود جلب میکند اما زیاد طول نمیکشد. چرا؟ چون دارایی های ملموس به اندازه کیفیات غیرملموس گیرا نیستند.
سوالات زیر را در نظر بگیرید: او سوار یک پورشه آخرین مدل است، اما آیا واقعاً از عهده خرید این ماشین برمی آمده؟ متوجه منظورم شدهاید. وقتی پاسخی که به این سوالات میدهید، “خیر” باشد، موضوعی که ابتدا به نظرتان بسیار گیرا میآمده، دیگر اینطور نخواهد بود. حالا لحظهای وقت بگذارید و فردی را تجسم کنید که عاشق کارش است، معمولاً لبخند بر لب دارد و از هر نفسی که میکشد لذت میبرد. آیا این فرد توجهتان را جلب میکند؟ آیا مهم است که این آدم یک میلیونر نیست؟ در زیر به ۲۸ راه عالی برای تحت تاثیر قرار دادن اطرافیانتان اشاره میکنیم. اگر این نکات را به طور مرتب رعایت کنید، نه تنها دیگران را تحت تاثیر قرار میدهید، بلکه به شما کمک میکند انسان بهتری هم باشید. ۱٫ اُرجینالباشید. با خودتان صادق باشید. جودی گارلند گفته است، “همیشه بهترین ورژن خودتان باشید به جای اینکه ورژن دوم یک نفر دیگر باشید.” با این جمله زندگی کنید. اصلاً نمیتوانیدخودتان را جای دیگری بگذارید. جای تنها کسی که میتوانید باشید، خودتان هستید. اگر خودتان نباشید، یعنی واقعاً زندگی نمیکنید فقط وجود دارید. و از خودتان بپرسید: اگر آنچه که هستید را دوست ندارید، چرا بقیه باید دوستتان داشته باشند؟ ۲٫ به فکر دیگران باشید. اگر به فکر دیگران نباشید، آنها هم به فکر شما نخواهند بود. هرچقدر بیشتر به بقیه کمککنید، آنها بیشتر برای کمک به شما راغب خواهند بود. عشق و محبت، عشق و محبت میآورد. ۳٫ کاری کنید بقیه احساس خوبی پیدا کنند. آدمها بهندرت یادشان میماند که چه کردهاید، اما همیشه یادشان میماند که چه حسی در آنها ایجاد کردهاید. ۴٫ صادق باشید و مسئولیت کارهایتان را بپذیرید. هیچکس یک دروغگو را دوست ندارد. در دراز مدت همیشه حقایق روشن میشود و ماه هیچوقت پشت ابر نمیماند. چه مسئولیت کارهایتان را گردن بگیرید یا نگیرید، بالاخره اعمالتان روزی به گردنتان میافتند. ۵٫ مدام لبخند بزنید. همه آدمها دیدن یک لبخند طبیعی را دوست دارند. وقتی یک غریبه مستقیم به صورتتان نگاه میکند و لبخند میزند چه حسی پیدا میکنید؟ یکدفعه دیگر غریبه به نظر نمیرسد، درست است؟ ۶٫ به بزرگترها احترام بگذارید. به کوچکترها احترام بگذارید. به همه احترام بگذارید. اینطور نیست که یک گروه خاص از یک طبقه خاص اجتماعی فقط شایسته احترام باشند. با همه با همان درجه احترامی برخورد کنید که به پدر و مادر بزرگتان میگذارید و همان میزان صبری را پیشه کنید که برای فرزندتان دارید. مردم مهربانی شما را درک خواهند کرد. ۷٫ افراد را با اسم صدا کنید. آدمها شنیدن اسمشان از زبان دیگران را دوست دارند. پس سعی کنید اسامی را به خاطر بسپارید. ۸٫ بگویید “لطفاً” و “متشکرم.” این دو کلمه ساده باعث میشود خواستهای شما حالت خواهش پیدا کند و به مکالمات جدی حالت دوستانه میبخشد. ۹٫ در کارتان بهترین باشید. همیشه مبهوت موسیقیدانان، نویسندهها، نقاشان، سخنگویان، مدیران، سرمایهگذاران، مهندسان، مادرها، پدرها، ورزشکاران و… عالی میشوید. همه این افراد فقط یک وجه اشتراک دارند: در کاری که میکنند بهترین هستند. اگر قرار است کاری را به بهترینش شکل انجام ندهید، بهتر است اصلاً انجامش ندهید. در کار و سرگرمیهایتان بهترین باشید. برای خودتان اعتباری بسازید، اعتباری برای بهترین بودن. ۱۰٫ اگر توانستید به دیگران کمک کنید. از هر دست که بدهید از همان دست پس میگیرید. وقتی در زندگی شخصی تاثیر مثبت ایجاد میکنید، این تاثیر مثبت به زندگی خودتان هم میرسد. کاری بکنید که فراتر از شماست کاری که از درد کسی کم میکند و شادترش میکند. همه آدمها شایسته کمک هستند. ۱۱٫ در هر کاری که میکنید اثری از شخصیتتان ایجاد کنید. مثل برند زدن روی کارتان میماند، برندی مخصوص خودتان. اگر بانمک و شوخ هستید، به کارتان طنز اضافه کنید. اگر هنرمند هستید، کارتان را با تصویر تزئین کنید. هر کاری که میکنید کمی از شخصبتتان را به آن اضافه کنید. ۱۲٫ به قولهایتان وفا کنید. بعضی از آدمها عادت دارند قول کاری را بدهند که احتمال کمی دارد بتوانند انجامش دهند. قول ایدآل را میدهند اما متوسط تحویل میدهند. اگر میخواهید ارزش خودتان را در چشم دیگران بالا ببرید، باید خلاف این عمل کنید. سعی کنید ابتدا تواناییهایتان را کمتر نشان دهید و بعد فراتر از آن تحویل بدهید. این باعث میشود دیگران تصور کنند که همیشه فراتر از مسئولیت و وظیفهتان کار انجام میدهید. ۱۳٫ سازماندهیداشته باشید. اگر سازماندهی نداشته باشید چطور میتوانید کاری را انجام دهید؟ مطمئناً نمیتوانید. سعی کنید فضای زندگی و کارتان را مرتب کرده و سازماندهی کنید. ۱۴٫ تحقیق کنید و سوال بپرسید. اینطور نباشید که بااینکه هیچ از موضوعی اطلاع ندارید فقط سرتان را به نشانه دانستن تکان میدهید. با تحقیق کردن از قبل خودتان را آماده کنید. و اگر بااینحال باز متوجه چیزی نشدید، سوال کنید. افراد مقابلتان اشتیاق شما به دانستن را ستایش خواهند کرد. ۱۵٫ دانش و اطلاعاتتان را با دیگران تقسیم کنید. باید منبع اطلاعاتی برای اطرافیانتان باشید. اگر به اطلاعات لازم دسترسی دارید، آن را فقط برای خودتان نگه ندارید. با دیگران تقسیمش کنید. ۱۶٫ مثبتاندیش باشید و روی آنچه درست است تمرکز کنید. هر چیزی که در زندکی اتفاق میافتدف نه خوب است نه بد. فقط به دیدگاه شما بستگی دارد. و مهم نیست که چه پیش میآید، همیشه آنطور که باید تمام میشود. یا موفق میشوید یا درس میگیرید. پس مثبت اندیش باشید، قدردان نتایج خوشایند باشید و از بقیه آنها درس بگیرید. ۱۷٫ به حرفهای دیگران بااشتیاق گوش دهید. چشمهایتان متمرکز، گوشهایتان تیز و تلفن همراهتان خاموش باشد. در دنیایی که نمیتوانند آنطور که باید سریع پیش برود، آنهایی که برای شنیدن حرفهای دیگران وقت میگذارند، همیشه موفق هستند. ۱۸٫ به شریکزندگیتان وفادار باشید. وفادار ماندن به رابطه نه تنها توجه و تحسین همگان را جلب میکند، بلکه پایهای سالم برای بقیه امور زندگیتان ایجاد میکند. ۱۹٫ طبیعت را دوست داشته باشید و از آن سپاسگذار باشید. آنهایی که واقعاً طبیعت را دوست دارند، برای انسانها هم همان میزان احترام را قائل خواهند بود. این یک راه مثبت برای زندگی کردن است و توجه مردم را هم جلب میکند. ۲۰٫ هر روز برای خودتان وقت، انرژی و پول خرج کنید. وقتی برای خودتان خرج کنید، هیچوقت بازنده نخواهید بود و به مرور زمان خط سیر زندگیتان را تغییر خواهید داد. شما محصول چیزی هستید که میدانید. هر زمان، انرژی و پول بیشتری برای به دست آوردن دانش هزینه کنید، تسلط بیشتری به زندگیتان پیدا میکنید و برای اطرافیانتان ارزش بیشتری خواهید داشت. ۲۱٫ هرازگاهی بیدلیل مهربانی کنید. پول قهوه یک غریبه را در کافه بپردازید. برای منشی شرکتتان گل بخرید تا بگویید “متشکرم.” به زن سالخورده برای خرید کردن کمک کنید. هیچ چیز لذتبخشتر از نشاندن لبخند بر لب انسانها نیست. ۲۲٫ آنهایی که شایستگی دارند را تحسین کنید. برای تحسین کسانیکه برای درخشیدن در کاری بیش از حد تلاش کردهاند، کوشش کنید. همه آدمها دوست دارند بشنوند کسی هست که تلاشهایشان را تحسین میکند. ۲۳٫ واضح صحبت کنید و ارتباط چشمی برقرار کنید. بیشتر آدمها صبر گوش دادن به حرفهای کسی که هیچ از حرفهایش نمیفهمند را ندارند. رمز و راز در حرف زدن هیچوقت ارتباطات قوی نمیسازد. ارتباط چشمی نیز یکی از گیراترین شکلهای ارتباط فردی است. ارتباط چشمیاگر درست انجام شود صمیمیت را وارد رابطههایتان خواهد کرد. ۲۴٫ همیشه در دسترس باشید. اگر آدمها نتوانند به شما دسترسی داشته باشند، فراموشتان میکنند. در دسترس بودن شما برای دیگران خیلی مهم است. همیشه در ارتباط با اطرافیانتان رفتاری مثبت و صبور داشته باشید. ۲۵٫ بینیاز از غیر باشید. آزادی والاترین نعمت است و بینیازی بالاترین آزادی است. از این گذشته بسیار گیرا هم هست. ۲۶٫ از منابعی که در دسترس دارید، استفاده کنید. آدمهای متوسط وقتی میبینند که یک فرد معلول شاد است، بسیار متعجب و حیرتزده میشوند. چطور کسی با چنین محدودیت جسمی میتواند شاد باشد؟ پاسخ در استفاده آنها از منابعی که در اختیار دارند نهفته است. ۲۷٫ بخشی از چیزی باشید که به آن اعتقاد دارید. این میتواند هر چیزی باشد. یکی آن را در کمک به شهروندان میبیند، یکی در ایمان و اعتقادات مذهبی، یکی در شرکت در گروههای پشتیبانی برای چیزهایی که به آن اعتقاد دارند و بعضی عشق و علاقهشان را در کارشان میریزند. در هر صورت، نتیجه روانشناختی یکسان است. آنها خود را درگیر چیزی کردهاند که شدیداً به آن اعتقاد دارند. این درگیر شدن به زندگیشان مفهوم میدهد. ۲۸٫ بدون به رخ کشیدن، برای اعتقاداتتان پایداریکنید. بله، میتوانید بدون اینکه سعی کنید اعتقاداتتان را به کسی تحمیل کنید، از آن دفاع کنید. درمورد عقاید شخصیتان با کسی که درمورد آن سوال میکند حرف بزنید اما سعی نکنید حرفتان را تحمیل کنید. برای ارزشهایتان ایستادگی کنید و همیشه گوش بزنگ اطلاعاتجدید باشید. جالبترین نکته درمورد این لیست این است که تقریباً همه چیزهایی که برای تحتتاثیر قرار دادن دیگران به آن نیاز دارید، در خودتان نهفته است. پس سعی کنید دست از تحتتاثیر قرار دادن دیگران با داراییهایتان بردارید و آنها را مجذوب شخصیت و طریقه زندگی کردنتان کنید. [ سه شنبه 28 شهریور1391 ] [ 5:59 ] [ سایه ]
صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد .. سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..! [ چهارشنبه 7 تیر1391 ] [ 15:32 ] [ سایه ]
![]() خود رایی و مشورت
مَن اِستَبَدَّ برَأیِهِ هَلَکَ وَ مَن شَاوَرَ الرِجالَ شَارَکها فِی عقولِها نهج البلاغه، حکمت161 هرکه خود رای شد و بر نظر خویش پای فشرد به هلاکت میرسد، و اما آنکه با افرد برجسته و اندیشمند مشورت کرد، در عقل آنها شریک گشت.
کسیکه در همه کارها، تنها عقیده و نظر خود را درست میداند و به رای و عقیده هیچ کس دیگر، اهمیتی نمی دهد، بیش از هر کس، به خودش ظلم میکند. هیچکس نیست که همه چیز را بداند و برای همه مسائل و مشکلات، راهحلهای درست و منطقی و قابل اجرا پیدا کند، و هر کس، هر اندازه هم که عاقل و دانشمند باشد، باز با مسائلی روبرو خواهد شد، که راه حل درست و عملی آنها، به فکرش نخواهد رسید. در چنین حالی، اگر شخصی، خودرای باشد و جز عقیده خود، عقیده هیچکس را نپذیرد؛ بطور مسلم، در حل مسائل، به راههای غلط میرود، و چه بسا دچار اشتباهاتی میشود که حتی زندگیاش را به خطر میافکند و او را به هلاکت و نیستی میکشاند. وقتی با مسالهای روبرو میشویم که به تنهایی از حل آن عاجزیم، باید از عقل و اندیشه دیگران هم کمک بگیریم و در این صورت، مثل آن است که خود را، در عقل و شعور آنها شریک ساختهایم اما کسیکه تنها به عقیده خود اتکا ندارد، و در مسائل گوناگون، مشورت میکند، به راه سعادت میرود. مخصوصاً اگر شخصی، با افراد عاقل و اندیشمند و مردان برجسته مشورت کند، مانند آن است که در فکر و دانش آنها شریک شده، و از عقل و اندیشه هر کدام، برای خود سهمی برداشته است. وقتی ما، بار سنگینی داریم که نمی توانیم از روی زمین حرکت دهیم، به کمک چند نفر دیگر نیاز پیدا میکنیم. و هنگامی که چند نفر آمدند و به ما کمک کردند، مثل آن است که ما را، در زور بازوی خود شریک کردهاند و هر کدام، از قدرت و توانایی خود، سهمی به ما دادهاند. در مورد مسائل مربوط به فکر و عقل نیز همینطور است. وقتی با مسالهای روبرو میشویم که به تنهایی از حل آن عاجزیم، باید از عقل و اندیشه دیگران هم کمک بگیریم و در این صورت، مثل آن است که خود را، در عقل و شعور آنها شریک ساختهایم و از نیروی اندیشه و فکرشان، سهمی هم به ما رسیده است. [ دوشنبه 5 تیر1391 ] [ 14:38 ] [ سایه ]
خودتان باشید. اگر سعی کنید یک نفر دیگر باشید، فقط خودتان را تلف کردهاید. خودِ درونیتان را در آغوش بکشید و بدانید که هیچکس ایدهها، تواناییها و زیبایی شما را ندارد. همانی باشید که از خودتان میشناسید—بهترین مدل خودتان. و از اینها گذشته، با خودتان صادق باشید. از همین امروز شروع کنید...
مسئولیت کامل اهدافتان را گردن بگیرید. اگر واقعا دوست دارید در زندگیتان به چیزهای خوبی برسید و اتفاقات خوبی برایتان بیفتد، باید خودتان باعث این اتفاقات شوید. نمیتوانید یک گوشه بنشینید و آرزو کنید که یک نفر دیگر کمکتان کند. خودتان باید آیندهتان را بسازید و فکر نکنید که سرنوشت باعث همه اعمال و انتخابهای شماست.
[ دوشنبه 5 تیر1391 ] [ 13:55 ] [ سایه ]
|
||
| [ طراحی : تمزها ] [ Weblog Themes By : Themzha] | ||